متن عاشقانه

متن بلند احساسی عاشقانه

تو را دارم و از هیچ‌ چیز غمم نیست !

از صفر که هیچ،

از منهای بی‌ نهـایت شروع خواهم کرد

و از هیچ‌ چیز نمی‌ ترسم

من در آستانه‌ ی مرگی مأیوس،

در آستانه‌ی عزیمتی نابهنگام تــو را یافتـم

وقتی تو به من رسیدی

من شکست مطلق بودم

من مرده بودم !

پس حالا دیگر از چه چیز بترسم ؟!

کم سرمایه ای نیست

داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند

ولـــــی ….

از آن بهتر داشتن آدمهاییست که وقتی حالت را میپرسند

بتوانـــی بگویی : خـــــوب نیستم …

چند سال دیگر ‎دلت میلرزد

‎برای منی که دیگر تو را در گوشه ترین جای قلبم

‎هرشب میبوسم تا کنار بگذارمت

‎دلت تنگ میشود

‎برای منی که حرفهایت را از لبهایت نه ‎از چشمهایت می خواندم

‎دلت تنگ میشود

‎برای لعنتی ترین دختری که

‎دیوانه وار قلمش را به رقص موهای تو وا میداشت

‎به خداوندی خدا سوگند

‎دلت برای همه ی دیوانه بازی هایم تنگ میشود

‎برای صدایم

‎برای آغوشم

‎برای نگاهم

‎حتی برای گریه هایم

‎قسم

‎قسم به همه ی سیب هایی که در خیالم برایم چیدی

‎دلت تنگ میشود

‎آن روز  ‎رو به روی آیینه بایست

‎و ایستاده برای غرورت کف بزن

 آدمهايى هستنند كه وجودشان در زندگيت نور اميد است

به راستى شاهكار خلقت خدا هستند

وجودشان تنت را گرم

و ته دلت را قرص مى كند

گاهى زبان هم در برابر تعريف تمجيدشان قاصر مى شود

انگارى كه الهه ى عشق هستند و واژه ى فرشته هم براى آنها اندک است

  آدمهايى كه براى آفرينششان بايد

دست به آسمان برد و خدا را شكر كرد

من از میانِ تمامِ کتاب ها

آن ‌که شبیهِ تو بود برگزیدم

و از دلِ تمام صفحات

آن که عطرِ دست‌ های تو را داشت انتخاب ‌کردم

و از تمام صفحه ها

برگی ‌که به لطافت نگاهِ تو بود دیدم

و از این برگ

خطی‌ که طعم تو را داشت خواندم

اینک دوستت دارم …

دوستت دارم

و دوستت دارم را مُدام تکرار‌ می‌ کنم

که در تو خلاصه می شود

ای عصاره ی‌ تمامِ شعرهای ناگفته

تو نیز لب به این تکرارِ رویا گونه بُگشا

تا خدا به گلهای رازقیِ باغچه اش بگوید

از تو یاد بگیرند عطر افشانی را

فکر میکردم آمدنت به دنیایم معجزه بود

اما این روزها یقین دارم که معجزه خود تویی

اینکه

حالِ مرا با حرفهایت خوب میکنی و

قلب مرده‌ی من برای صدایت تند میتپد

و عجول بودنم برای دیدنت

تو را از همگان برایم متمایز کرده

تمایزی از جنس معجزه.

و معجزه‌ ای از جنس عشق

برای دخترِ سنگدلی که عاشق شدن برایش ممنوع بود

 

منبع:فتوکده

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن