متن عاشقانه

متن های عاشقانه دلتنگی

 

عشق

عشق چیست که همه از آن سخن میگویند؟

ع:عبرت زندگی

ش:شلاق زمانه

ق:قصاص روزگار.

اما افسوس و صد افسوس که شلاق زمانه را خوردم

و قصاص روزگار راکشیدم اما عبرت نگرفتم..

گاه جلوے آیـــــنه مــے ایستـــم…
خودم را در آن می بـینـم …
دســت روے شانـه هایــش مــے گذارم
و مے گویــم: . . . . چه تحملــے دارد … دلــت …

کسی که باورت دارد

یک قدم جلوتر از کسی است که دوستت دارد

دلم از نبودنت پر است

هر روز خاطراتم را الک میکنم و جز دلتنگی تو چیزی برایم نمیماند

نه تو آمدی

نه فراموشی

خیالی نیست

من کوه میشوم و پای نبودن هایت میمانم

اما ای کاش میدانستی بی تو تمام لحظاتم رنگ پاییزند

دیگر دست روی دست تنهایی گذاشتن سودی برای من ندارد

می خواهم تمام شهر را موشکافی کنم

شاید فکری از من در تو

روی دست خیابانی مانده باشد

گاهی آدم ها دلگیرند و دلتنگ

آرام میخزند کنجِ اتاق شان با یک بغل تنهایی ؛

گاهی تا اطلاع ثانوی تعطیل اند ؛

لطفا بعدا مزاحم شوید

دلتنگم

دلتنگ روزهای باتو بودن

من صدایت کنم عشقم

و تو بگویی جونم

و من سیر نشوم از این جانم گفتن هایت

و باز صدایت کنم

و بازصدایت کنم …

روزهای خوب چه زود تمام میشوند

منبع:پارسی نو

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن