متن عاشقانه

جمله های احساسی پاییزی

پاييز
وفادار ترين فصل خداست
حافظه ی خیس خيابان های شهر را
همیشه همراهی می کند
لعنتی، هی مي بارد و می بارد…
و هر سال
عاشق تر از گذشته هایش
گونه های سرخ درختان شهر را
می بوسد و
لرزه مي اندازد به اندام درختان
و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق
براي لمس تن زمين
که گاهی افتادن
نتيجه ی عشق است…

تنهایی مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه

قشنگیش به خاطر تو و غم انگیزیش به خاطر دوری تو

پاییز فصل آزادی است
برگ ها به جای صرفا سبز بودن
می توانند زرد، قرمز، قهوه ای و نارنجی بودن را انتخاب کنند

بيچاره پاییز …
دستش نمک ندارد …
اين همه باران به آدم ها میبخشد،

اما همين آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.
خودمانیم …
تقصير خودش است ؛
بلد نيست مثل ” بهار” خودگیر باشد
تا شب عيدي زير لفظی بگيرد و
با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد …
سیاست ” تابستان ” را هم ندارد
که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد
ولی از پشت خنجری سوزناک بزند
بیچاره …..

دوباره پاییز
اما نه ((فصل خزان)) زرد!
دوباره پاییز
اما نه فصل اندوه و درد!
دوباره پاییز
فصل زیبای سادگی
دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .

می پسـندم پاییـز را
که معافـم می کنـد
از پنـهان کردن
دردی که در صـدایم می پیچـد ُ
اشکی که در نگاهـم می چرخـد
آخر همه مـی داننـد
سـرما خورده ام . . . !

تو با شهریور چه کرده‌ای!؟

بوی پاییز عاشقانه را

به خود گرفته

صدای برگ‌ ریزان را

از میان موهایم می‌شنوم

دستان توست

که نمی‌گذارد خزان شوم

تنهایی…
به تنهایی هم می تواند
دخل آدم را بیاورد
چه برسد به اینکه
دست به یکی کند با غروب
دست به یکی کند با جمعه
با پاییز

 

منبع:پارسی نو

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن